به گزارش اقتصادنیوز به نقل از آوش، گاهی جنگها نه با شلیک نخست، بلکه با اختلاف بر سر تفسیر یک جمله آغاز میشوند. گاهی سرنوشت یک توافق سیاسی نه در میز مذاکره، بلکه در چند مایل آب رقم میخورد. آن چه طی دو روز گذشته در تنگه هرمز رخ داد، فقط حمله به سه کشتی تجاری یا بمباران هدفهای نظامی نبود؛ بازگشت بحرانی بود که از همان روز امضای تفاهم اسلامآباد در دل توافق باقی مانده بود.
ایران و آمریکا جنگ را متوقف کرده بودند، اما بر سر مهمترین موضوع پس از جنگ، یعنی این که چه کسی عبور کشتیها را در تنگه هرمز مدیریت میکند، هرگز به توافقی مشترک نرسیدند و اکنون همان ابهام، دوباره به میدان نبرد تبدیل شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی رسانههای بینالمللی، در کمتر از ۲۴ ساعت سه کشتی تجاری در تنگه هرمز هدف حمله قرار گرفتند؛ آمریکا ایران را مسول این حملات معرفی کرد، معافیت موقت فروش نفت ایران را لغو کرد و سپس مجموعهای از حملات گسترده علیه بیش از ۸۰ هدف نظامی در جنوب ایران انجام داد.
در مقابل تهران مسئولیت حمله به کشتیها را نپذیرفت، اما عملیات آمریکا را نقض تفاهم اسلامآباد دانست و با حملات موشکی و پهپادی به مواضع آمریکا در منطقه پاسخ داد. در ظاهر، همه چیز از سه کشتی آغاز شد؛ اما ریشه بحران بسیار عمیقتر از آن است. برای درک آن چه امروز در هرمز میگذرد، ابتدا باید فهمید بند پنجم تفاهم اسلامآباد چه بود و چرا اکنون به مهمترین نقطه اختلاف تهران و واشنگتن تبدیل شده است.
موضوع بندی که هیچگاه بهطور کامل حل نشد
وقتی ایران و آمریکا پس از هفتهها جنگ به تفاهم اولیه برای توقف درگیریها رسیدند، یکی از مهمترین محورهای توافق، بازگشایی تنگه هرمز بود؛ آبراهی که حدود یکپنجم تجارت دریایی نفت جهان از آن عبور میکند و هرگونه اختلال در آن، بلافاصله بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار میدهد.
بر اساس روایتهایی که از مفاد تفاهم منتشر شده، بند پنجم دو هدف اصلی داشت و نخست، ازسرگیری عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز و دوم، ایجاد شرایطی برای بازگشت تدریجی تردد دریایی به وضعیت عادی. اما آن چه هرگز بهصورت شفاف و علنی منتشر نشد، سازوکار اجرای این بند بود. آیا ایران صرفاً متعهد شده بود امنیت عبور کشتیها را تأمین کند؟ یا اختیار تعیین مسیر حرکت کشتیها نیز به تهران واگذار شده بود؟ آیا آمریکا میتوانست همچنان ناوهای خود را برای اسکورت کشتیها در منطقه حفظ کند؟ آیا کشتیها باید از مسیر مورد تأیید ایران عبور میکردند یا حق داشتند مسیر نزدیک به عمان را انتخاب کنند؟ پاسخ مشترکی برای این پرسشها وجود نداشت؛ زیرا از متن تفاهم هر یک از دو طرف، برداشت متفاوتی داشت.
دیدگاه خود را بنویسید